بایگانی برای مهر, ۱۳۸۸
تو خواهر اویی …
مهر ۲۷م, ۱۳۸۸

دخترک بعد از این که فهمید باید چشمش عمل شود خیلی بیتابی میکرد، چون خیلی ترسیده بود. به پدرش گفت مرا به حرم بانو ببرید شفایم را از خانم میگیرم. پدر او را به حرم برد. دخترک به طرف ضریح مقدس دوید با گریه و ناله، چشمانش را به ضریح میمالید و به بانو میگفت که از عمل میترسد، نکند چشمانم کور شود. و همین طور ناله میکرد و از خانم شفایش را درخواست میکرد.
با اصرار پدر از حرم خارج شده و به صحن آمد ناگهان پدر نگاهش به چشم دخترک افتاد. وای خدای من…
از لکه سفید در چشم دخترک دیگر خبری نبود…
میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها را به همه دوستان تبریک میگم.
دانلود تصویر زمینه ویژه میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام
برچسب: امام رضا،تصاوير مذهبي،تصوير زمينه،حضرت معصومه (س)،کرامات
ارسال شده در تصاوير مذهبي، مناسبت ها |
نظرات (۳)
چراغانی ات کنند
مهر ۲۵م, ۱۳۸۸

این روزها زیاد به یاد این شعر فاضل نظری می افتم، واقعا زیباست، هرچه قدر می خوانم بازهم تازه است….
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف!به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
برچسب: شعر،فاضل نظری،چراغانی ات کنند
ارسال شده در ادبي |
نظرات (۱)
انتظار…
مهر ۹م, ۱۳۸۸

از زمانی که از ماشین پیاده شدیم تا کتابفروشی مدت کمی طول کشید.اما نمی دونم چرا وقتی اون همه کتاب رو برداشتیم این همه طول کشید تا رسیدیم. نمی دونم چرا راهی با این مسافت کم این قدر طولانی شد. لحظات به سختی سپری می شد و انتظار برای رسیدن به ماشین چقدر طولانی شده بود.
داشتم به خودم می گفتم تازه فهمیدی تو منتظر نیستی. چون هر لحظه برای یک منتظر زمانی طولانی و زجرآور خواهد بود. مخصوصا اگر در انتظار طلوع خورشید باشی. در انتظار مهدی …
برچسب: امام زمان (عج)،انتظار،مهدي
ارسال شده در روزنوشت |
نظرات (۲)
دین گریزی یا دین گزینی؟
مهر ۸م, ۱۳۸۸
امروزه فرار از دین بیشتر بخاطر نوع نگاه ها به مساله ای به نام دین است و تا این نگاه ها اصلاح نشود نمی توان انتظار داشت که انسان هایی دین مدار داشته باشیم.
بقول استاد صفایی اگر معاد و پاداش را انتقام بدانیم که اگر گناه کردیم می سوزانندمان نه اینکه اگر گناه کنیم می سوزیم، مطمئنا فرار از دین بهترین راه است. در حالی که اگر بدانیم دین آمده است تا انسان را به سعادت حقیقی برساند آنگاه دین را انتخاب می کنیم و تمام سختی های راه را به خاطر رسیدن به این خوشبختی تحمل می کنیم.

