گریه کبود
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۸
چقدر آرد نشسته است روی دامانت
فدای گردش دستاس آسیابانت
از آن زمان که تو را از بهشت آوردند
نشسته اند ملایک سر خیابانت
همیشه فصل بهاری ، همیشه سرسبزی
اگرچه پر شده از برگ زرد ، گلدانت
ببین که پلک خدا هم به هق هق افتاده است
به گریه های کبود بدون پایانت
سر مزار تو حتی مدینه محرم نیست
خدا برای همین است کرده پنهانت
الا مسافر گندم نخورده دنیا
چقدر آرد نشسته است روی دامانت
علی اکبر لطیفیان
برچسب: حضرت زهرا(س)،شعر،شهادت،علي اكبر لطيفيان
ارسال شده در ادبي،مناسبت ها | نظرات (۰)


